سپتامبر: سفری ناگهانی به پکن آغاز کنید
بازدیدها: 160
ممنون که این پست را خواندید، یادتان نرود که مشترک شوید!پکن، مرکز سیاسی کشور ما، قطب فرهنگی، سکوی تبادل بینالمللی و قطب نوآوری علمی – عناوینی که واقعاً بیش از حد شمارشپذیرند. تصور میکنم که اگرچه ممکن است کسی تصمیم بگیرد از چنگدو، چانگشا یا شانگهای دیدن نکند، اما بازدید از پایتخت جمهوری قطعاً ضروری است.
مادرم سالها آرزو داشت به پکن سفر کند. با یک فرصت نادر برای وقت آزاد و هوایی که نه خیلی سرد و نه خیلی گرم بود، تصمیم گرفتیم سفری ناگهانی ترتیب دهیم. برخلاف سفرهای قبلی، هیچ آمادگی قبلی نداشتیم. کمتر میدانستیم که امروزه تقریباً هر جاذبهای در پایتخت نیازمند رزرو از پیش است. این امر به برنامهریزی نامناسب زمانی انجامید و ما فرصت صعود به پشتبام تیانآنمن و بازدید از تالار یادبود مائو زدونگ را از دست دادیم.

شامل تیانجین، این سفر پنجروزه و چهارشب؛ این مقاله تنها بخش پکن را پوشش میدهد. برای برنامه سفر تیانجین، لطفاً به بخش جداگانه مراجعه کنید.
فهرست مطالب:
ایستگاه چوزو - ایستگاه جنوبی پکن مراسم پایین آوردن پرچم در میدان تیانآنمن گشتوگذار در خیابان وانگفوجینگ
روز دوم (۱۴ سپتامبر ۲۰۲۳)
مراسم برافراشتن پرچم در میدان تیانآنمن — دیوار بزرگ بادالینگ — پارک المپیک — آشیانه پرنده — مکعب آب
روز سوم (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳)
موزه ملی چین، موزه کاخ، پارک جینگشان، کوآنجود
روز چهارم (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۳)
کاخ تابستانی — کاخ تابستانی قدیم — دانشگاه تسینگهوا — دانشگاه پکن — شیچاهای — عمارت شاهزاده گونگ — نانلوگوسیانگ — ایستگاه راهآهن جنوبی پکن — ایستگاه راهآهن تیانجین
روز پنجم (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۳)
ساعت قرن — ورودی دانشگاه آلما ماتِر — خیابان به سبک ایتالیایی تیانجین — خیابان فرهنگ باستانی تیانجین — منطقه گردشگری فرهنگی پنج خیابان — چشم تیانجین — ایستگاه تیانجین — ایستگاه چوجو
متن اصلی:
روز اول (۱۳ سپتامبر ۲۰۲۳)
ساعت ۶:۳۰ صبح سوار تاکسی شدم و به ایستگاه چوجو رفتم و در قطار G2578 سوار شدم و ساعت ۱۲:۰۸ ظهر به ایستگاه جنوبی پکن رسیدم.
در روز اول اقامت در داشیلار، تنها یک کیلومتر پیادهروی تا میدان تیانآنمن فاصله دارید که دسترسی به مراسم برافراشتن پرچم صبحگاهی در تیانآنمن را آسان میکند. اما راستش ضروری نیست – میتوانید بهراحتی کمی دورتر اقامت کنید، جایی که قیمتها ارزانتر است و با تاکسی بروید.
در دازالان، من نودل ژاجیانگ اصیل به سبک پکن قدیم و رودهٔ پختهشده به سبک پکن قدیم را سفارش دادم. نودلها انگار تازه از فریزر بیرون آمده بودند – کاملاً یخزده. انتظار داشتم نودلها داغ باشند. اما روده بهشدت داغ سرو شد، آبپز اولیه شده و مستقیماً به میز آورده شد. بوی تند آن از دور قابل تشخیص بود. وقتی در سس فرو میبردم، بهسختی قابل تحمل بود. حکم من: صبر و احترام را حفظ کنید و تفاوتهای فرهنگهای غذایی منطقهای را بپذیرید.
بعد از ناهار، برای قدمزدن به میدان تیانآنمن رفتیم. ما برای مراسم پایینآوردن پرچم بعدازظهر و برافراشتن پرچم روز بعد، زمانهای جداگانهای رزرو کرده بودیم. برنامهمان این بود که از دروازهٔ شمارهٔ ۲ وارد شویم، اما کارکنان به ما اطلاع دادند که میدان مسدود است و دسترسی به آن امکانپذیر نیست. آنها پیشنهاد کردند که ورودی موزهٔ ملی، یعنی دروازهٔ شمارهٔ ۶ را امتحان کنیم. یک رهگذر اشاره کرد که رهبران عالیرتبه از کشورهای دیگر در جلسهای آنجا شرکت داشتند. پس از گشتوگذار، دیدیم که در خروجی ۶ صف تشکیل شده است. حدس زدیم که وضعیت خروجی ۲ نیز همینطور باشد. زمانبندی عصر گذشته بود، بنابراین مستقیم وارد شدیم تا مراسم پایین آوردن پرچم را تماشا کنیم.
در مجموع سه ایستگاه بازرسی وجود دارد. در ایستگاه بازرسی اول، جزئیات وقت ملاقات بررسی میشوند. در ایستگاه بازرسی دوم، کارتهای شناسایی اسکن شده و شناسایی چهره قبل از صدور مجوز امنیتی انجام میشود؛ هر کیف بازرسی میشود. در ایستگاه بازرسی سوم، بازدیدکنندگان تا زمان تعیینشده برای ورود به میدان منتظر میمانند.
این را به خاطر بسپار: در سوم سریعتر از دوی صد متر است. به محض باز شدنش، همه—از هفتاد و هشتاد ساله تا نوپاها—با تمام وجود میدوند تا جای مناسبی بگیرند.
پس از تماشای مراسم پایین آوردن پرچم، در میدان تیانآنمن قدم زدم. وقتی دروازهها روشن شدند، به پای برج دروازه تیانآنمن رفتم تا چند عکس بگیرم.
پس از اینکه از تماشای جاذبهها سیر شدیم، هنگام خروج متوجه شدیم که جمعیت از قبل از گیتهای امنیتی عبور کرده و برای شرکت در مراسم برافراشتن پرچم فردا آنجا جمع شدهاند. بسیاری روی زمین نشسته بودند و من ناگهان نگران شدم که آیا بیدار شدن ساعت یک صبح فردا برای تماشای برافراشتن پرچم جای مناسبی برای ما خواهد داشت یا نه.
بعد از قدم زدن در خیابان وانگفوجینگ، زالزالک شیرینشدهی اصیل پکنی قدیمی سفارش دادم. با توجه به سابقهی نودل سس سرخشدهی اصیل پکنی قدیمی و سیرابی اصیل پکنی قدیمی، انتظار زیادی از زالزالک شیرینشدهی اصیل پکنی قدیمی نداشتم و در نهایت، ناامیدتان نکردم.
آن شب که به هتل بازگشتم، کمی بیش از یک ساعت خوابیدم و سپس روز دیگری از آموزشهای کماندویی را آغاز کردم.
روز دوم (۱۴ سپتامبر ۲۰۲۳)
ساعت دو صبح بیدار شدم و بدون اینکه در مسیر با افراد زیادی برخورد کنم، به میدان تیانآنمن رفتم. نمیتوانست به این دلیل باشد که ما اینقدر زود بیدار شده بودیم. وقتی به دروازهٔ شمارهٔ ۲ رسیدیم، صف کیلومترها کشیده شده بود. تا بعد از ساعت چهار صبح صبر کردیم تا بالاخره به ما اجازهٔ ورود دادند.
در آن لحظه، آنجا کاملاً شلوغ بود. فراموش کن که بتوانی نمای واضحی از جلوی پرچم ببینی – حتی یک شکاف هم وجود نداشت. بعد از دور زدن کل محیط، یک جای مناسب در گوشهٔ شمالشرقی پیدا کردم که گرچه هنوز چند نفر آنجا بودند، اما بیشترشان میانسال یا مسن بودند. حداقل آنجا مجبور نبودم به سر مردم خیره شوم.
مراسم برافراشتن پرچم در میدان تیان آنمن در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۵:۵۴:۰۳ آغاز شد.
پس از تماشای مراسم پایین آوردن پرچم، به بازدید از یادبود قهرمانان مردم، تالار بزرگ مردم و تالار یادبود مائو زدونگ رفتیم.
پس از خروج از میدان تیانآنمن، صبحانه باید شامل خمیر سویا اصیل پکن قدیم با حلقههای خمیر سرخشده باشد. با دیدن ویدیوهای متعدد آنلاین که در آنها نسبت به خمیر سویا هشدار داده شده بود، من ناچار شدم آن را امتحان کنم تا بفهمم آیا واقعاً نمایانگر نوع اصیل پکن قدیم است یا خیر.
چطور توصیفش کنم؟ کاملاً اصیل. ماهی سرکهای دریاچهٔ غربی از آن دست غذاهاست که اگر بدون بالا آوردن بتوانی تمامش کنی، واقعاً خوششانس هستی. اگر واقعاً بتوانی این غذا را قورت دهی، کلاهم را برایت برمیدارم که مرد واقعی هستی.
برگردیم به موضوع اصلی، وقت آن است که به هتل برگردم، چمدانهایم را ببندم و هتل را ترک کنم. چمدانها را میتوان به صورت رایگان در هتل نگهداری کرد. با تجهیزات سبک، قصد دارم از دیوار بزرگ فناوری بالا بروم و به یک قهرمان سایبرپانک تبدیل شوم. در ابتدا قرار بود فردا از دیوار بزرگ بالا بروم و امروز از موزه ملی و شهر ممنوعه دیدن کنم. با این حال، از آنجایی که شهر ممنوعه فقط برای فردا بعد از ظهر رزرو دارد، امروز فقط میتوانم به دیوار بزرگ بروم. فردا به میدان تیانآنمن هم خواهم آمد.
با مترو به ایستگاه چینگهه پکن رفتم و سوار قطار D1105 به مقصد ایستگاه دیوار بزرگ بدالینگ شدم. پیاده شدن از قطار واقعاً چشمگشا بود: ایستگاه دیوار بزرگ بدالینگ در عمق ۱۰۲ متر زیر سطح زمین قرار دارد. پلهبرقی خروجی ۸۴ متر طول دارد و ۴۲ متر ارتفاع – معادل ۱۳ طبقه – را طی میکند. کل مسیر سه دقیقه طول میکشد. در میانه پلهبرقی، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و از خودم نپرسم اگر کسی ناگهان تعادلش را از دست بدهد و بیفتد، چه حادثهای ممکن است رخ دهد.
خروج ایستگاه دیوار بزرگ بادالینگ: سمت چپ بپیچید تا قهرمان خونآهنین شوید، سمت راست بپیچید تا قهرمان سایبری شوید. با تلهکابین به بالای کوه بروید— همه قهرماناند، همه آیندهای روشن دارند.
هوا نسبتاً مطبوع است، پس این هم چند عکس از دیوار بزرگ چین. آن قهرمانان سایبری حتماً برخی از مناظر مسیر را از دست خواهند داد.
در ساعت ۱۵:۳۹ سوار قطار D6706 شدم تا به ایستگاه چینگهه بازگردم. پس از تحویل گرفتن چمدانهایم از هتل اولیهام، به هتلی در چیاوان منتقل شدم. فاصلهٔ بین این دو چندان زیاد نبود، اما با همان قیمت، تفاوت محیط مثل روز و شب بود. تنها مزیت هتل در داشیلار نزدیکیاش به میدان تیانآنمن بود.
عصر با مترو به پارک المپیک برو و از آشیانهٔ پرنده و مکعب آب دیدن کن.
وقتی به هتل برگشتم، غذای بیرونبر سفارش دادم و تا دلخواهم خوردم. آن غذای اصیل پکن قدیم واقعاً بیش از حد است.
روز سوم (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳)
بعد از دو روز آموزش کماندویی، امروز کمی دیرتر بیدار شدم. برای صبحانه و ناهار غذای بیرونبر سفارش دادم، سپس به موزه ملی رفتم. برنامه امروز چندان فشرده نیست.
با کشیدن کارت شناساییام و عبور از گیت امنیتی وارد موزه ملی چین شدم – همانطور که قبلاً گفتم، این سفر کاملاً ناگهانی بود. پس بدون هیچ آمادگی قبلی، چگونه باید گشتوگذار کنم؟ چه چیزهایی را باید ببینم؟ تمرکز اصلی چیست؟ جمعآوری مهرها؟ متأسفم، در این زمینه هیچ سرنخی ندارم.
فقط بعدها بود که از ده اثر گرانبهاترین در موزه مطلع شدم. همانطور که معلوم است، فهرست «ده اثر برتر» بیش از ده مورد را در بر میگیرد. بهطور غیرمنتظرهای، من نه مورد از این گنجینهها را در آلبوم عکسهایم یافتم. من آنها را بهطور ویژه جستجو نکرده بودم، زیرا همهٔ آنها مانند هومو دینگ، تاج نه اژدها و نه ققنوس یا گلدان مربع چهار بزغاله – که همگی با جمعیت زیادی احاطه شدهاند و ارزششان فوراً آشکار است – در تالار اصلی بهطور برجسته به نمایش گذاشته نشدهاند. برخی صرفاً روی قفسههای معمولی قرار گرفتهاند و در میان انبوه آثار دیگر بههمریخته شدهاند.
همین که گفته بودم برنامه امروز چندان طاقتفرسا نخواهد بود، بلافاصله ثابت شد که اشتباه کردهام. موزه ملی بسیار بزرگتر از حد انتظار بود و مجموعهای گسترده داشت. فقط فرصت شد تا نگاهی گذرا به نمایشگاه چین باستان در طبقه B1 بیندازم؛ طبقات ۲، ۳ و ۴ همچنان کاوشنشده باقی ماندند. پس دفعه بعد.
پس از خروج از موزه ملی چین، مستقیماً به موزه کاخ در مقابل بروید. وقتی صحبت از معماری باستانی میشود، بهتر است هرچه زودتر آن را ببینید تا بعد. وقتی ده سال پیش از شهر ممنوعه بازدید کردم، تنها دروازههای اصلی قابل دسترسی بودند؛ اکنون کاخها از فاصلهای قابل توجه محصور شدهاند. شنیدهام که در گذشته میشد واقعاً وارد محوطه کاخ شد.
ما خیلی زود نرسیدیم و بهزودی موزهٔ کاخ اعلان تعطیلیاش را پخش کرد. از دروازهٔ شمالی خارج شدیم و برای عبور به پارک جینگشان – همان نقطهای که امپراتور چونگژن خود را دار زد – دو یوان ورودی پرداختیم. در حین عبور از راهروی زیرزمینی، بستنی یخی به سبک قدیمی پکن را هر کدام به قیمت یک یوان خریدم؛ طعمش نسبتاً خوب بود.
با بالا رفتن از ایوان وانچون میتوان چشماندازی از کل شهر ممنوعه و خورشید غروبکرده را مشاهده کرد.
آن شب رویداد اصلی بود. از بچگی دربارهی اردک پکنی شنیده بودم، هرچند شکوه سابقش مدتهاست که رنگ باخته، چطور میشد به پکن رفت و آن را امتحان نکرد؟ و وقتی صحبت از اردک پکنی به میان میآید، چطور میشد از «کوانجود» غافل شد؟ هرچند ممکن است نقدها نشان دهند اردک «سیجیمینفو» برتر است، اما راستش را بخواهید، ما برای طعمش آنجا نبودیم. ما شعبهی وانگفوجینگ را انتخاب کردیم، به طبقهی سوم رفتیم تا شمارهی صف را بگیریم، ما از ساعت ۷ عصر منتظر نشستیم و بالاخره حوالی ساعت ۸:۳۰ شب میزمان آماده شد.
طعم آن چندان برجسته نیست و تفاوت چشمگیری با اردک کبابی با پوست تردی که در جای دیگری پیدا میکنید ندارد. قیمت بیش از ۲۰۰ پوند برای هر نفر قابل قبول است، اما واقعاً ارزش دارد فقط برای اینکه آن را از فهرست خود خط بزنید.
روز چهارم (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۳)
امروز آخرین روز سفرمان به پکن است. امروز صبح دوباره غذای بیرونبر سفارش دادیم، پس از صرف صبحانه هتل را تحویل دادیم و چمدانهایمان را در انبار هتل گذاشتیم.
اولین ایستگاه امروز ما کاخ تابستانی بود که در کتابهای درسی زبان چینیمان معرفی شده بود. ما با مترو به ایستگاه بیگونگمن رفتیم و از دروازه شمالی وارد شدیم. برنامه سفر ما به شرح زیر بود: کاخ تابستانی بسیار بزرگتر از آن چیزی بود که تصور میکردم و در بخش پایانی بازدید، مادرم آشکارا علاقهاش را از دست داده بود. ما از دروازهٔ شرقی خارج شدیم و تا دروازهٔ کاویوانِ کاخ تابستانی قدیم پیاده رفتیم. آنجا سوار اتوبوس گردشگری شدیم که ما را مستقیماً به ویرانههای ساختمانهای به سبک غربی برد – همان نقطهای که در عکسهای کتاب درسی کاخ تابستانی قدیم نشان داده شده بود.
پس از بازدید از ویرانههای ساختمانهای به سبک غربی و تالار نمایشگاه کاخ تابستانی قدیم، یک دوچرخه گرفتم و به سمت دروازهٔ غربی شمارهٔ ۴ دانشگاه تسینگهوا رفتم تا عکسی سریع بگیرم. اگرچه دانشگاههای پکن و تسینگهوا تنها در آخر هفتهها برای بازدید باز هستند و نیاز به رزرو قبلی دارند، من فقط توانستم چند عکس در ورودی بگیرم.
به همین ترتیب، با دوچرخه به دروازه غربی دانشگاه پکن رفتم تا عکس بگیرم.
پس از بازدید از دانشگاه پکن و دانشگاه تسینگهوا، با مترو به شیچاهای رفتم. با نزدیک شدن پایان سفر، برای آرام کردن اعصابم یک فنجان بستنی یخزده «هانی اسنو» خوردم که همراه با یک پای گوشت میخدروازه اصیل پکن قدیم بود.
برای بازدید از عمارت پرنس گونگ وقت گذاشتم، هرچند بهخاطر کمبود وقت نتوانستم داخلش بروم. در مسیر از چندین کوچهٔ تنگ گذشتم.
هدف اصلی من از رفتن به نانلوگوسیانگ خرید اردک کبابی آماده بهعنوان سوغاتی بود؛ گشتوگذار در درجه دوم اهمیت قرار داشت. اما نتوانستم آنجا هیچکدام را بخرم، بنابراین در نهایت آن را از وانگفوجینگ خریدم.
به ایستگاه جنوب پکن برو، سپس سوار قطار C2085 به تیانجین شو—این داستان برای دفعه بعد است.
خلاصه:
۱. همیشه آماده باشید؛ هر شهری را نمیتوان از روی هوس بازدید کرد.
۲. همیشه برای هر چیزی آماده باشید. هرچند هوا ممکن است ملایم به نظر برسد، اما آفتاب بهویژه شدید است. تنها پس از چند روز بیرون بودن، صورت و بازوهایم از شدت تابش آفتاب دچار تغییر رنگ بسیار قابلتوجهی شده بودند.





سلام
رنگ مو تیویبی و
الکترواستاتیک
خشم خود را از دست دادن
345
ارتباط ضعیف از طریق پیامک